خرید بک لینک


با سلام و تبریک عید با تاخیر
1-خواهش می کنم واقعا به خدامون اعتماد کنیم و با ناامیدی خودمون خدا رو غریب نذاریم .
2- شهید رحیمی نیکو شهید شانزده ساله که داستان صبر مادرش شنیدن داره

یادی از صبر مادر شهید یوسف رحیمی نیکو

توی مجلس ترحیم مادر متوفی مدام بی قراری می کنه و آروم و قرار نداره .... البته این سومین داغ جوان است که کشیده است و نمی دانم حق دارد یا نه....

وقتی بی قراری مادر به اوج می رسد صدایش می کنند که بیاید و آرام کند خواهر عزیز از دست داده اش را

وقتی وارد می شود می گوید می دانی یوسف رحیمی نیکو 16 سال بیشتر نداشت که رفت و شهید شد . پیکرش سر هم نداشت. رفتم به مادرش خبر شهادت بدهم گفت مرا برای دیدن پیکر پسرم ببر. گفتم نمی شود . از من انکار شد و از او اصرار. آخر گفتم آخر میدان جنگ شهید شده پیکرش سالم نیست. گفت عیب ندارد . بردمش . توی سردخانه کشو را بیرون کشیدم . نگاه کرد بعد دوباره پارچه سفید را کشید روی پیکر بی سر پسرش و بی هیچ جزع و فزعی خواست که برش گردانم .....


برچسب: نویسنده: باران رضاپور تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 6:47

صفحه بندی